جوابیه به مطلب «پزشک، ۳۰۰ برابر پرستار دریافتی دارد»

خداقلی راهبی ۳۰ خرداد ۱۳۹۲ | خرداد ۳۰, ۱۳۹۲ ۴ تعداد بازدید : 2,940 views
جوابیه به مطلب «پزشک، ۳۰۰ برابر پرستار دریافتی دارد»

 دو روز پیش و در تاریخ ۲۸ خرداد ۱۳۹۲ رئیس کل سازمان نظام پرستاری درگفت‌وگو با ایلنا با اشاره به اینکه مهمترین اعتراض پرستاران تفاوت دریافتی شان با  پزشکان است، عنوان کرد پزشکان ۳۰۰ برابر پرستاران دریافتی دارند.

برای مطالعه مطلب منشر شده در ایلنا اینجا کلیک کنید

در پاسخ به این مطلب دکتر خاطره سورتجی متخصص رادیولوژی، جوابیه ای را برای سایت جامع علوم پزشکی ایران ارسال کرده که در ادامه متن خواهیم خواند.

 لازم به ذکر است که سایت جامع علوم پزشکی ایران در این موضوع از هیچ یک از طرفین جانب داری نمی کند و قصد اطلاع رسانی دارد. 

 

متن جوابیه دکتر خاطره سورتجی برای ایلنا به شرح زیر است:

ابتدا لازم میدانم با عنوان « پزشک، ۳۰۰ برابر پرستار دریافتی دارد » مخالفت کنم زیرا مصداق تشویش اذهان عمومی است ، چرا که درصد کمی ( سه تا چهار  درصد ) از پزشکان ( اغلب جراحان) و اغلب در تهران ، درآمد بالا و البته نه در این حد غلوآمیز دارند . همچنین بسیاری از آنچه که از آن بعنوان «دریافتی بالای پزشکان» نام برده شده ناشی از سرمایه گذاری برخی از پزشکان در تاسیس بخشهای بیمارستانی و یا تجهیز آنها و طبیعتا خرید سهام بیمارستان است.
سرمایه گذاری با حرکت در امتداد قانون،  حق طبیعی همه مردم هست و اگر این سرمایه گذاری در بخش سلامت باشد با توجه به ریسک و ضرر و زیان محتمل  در این بخش و بودجه پایین بخش سلامت ، یک امر مبارک است و باید مورد تشویق واقع شود.
اما درآمد پیکره اصلی جامعه پزشکی ایران که بخش بزرگی از آنرا پزشکان جوان تشکیل می دهند در قیاس با کشورهای همسایه یک دهم نیز نمی باشد. میزان تعرفه های پزشکی در کشورهای همسایه و ورود روزانه خیل بیماران از کشورهای همسایه به منظور دریافت خدمات پزشکی و درمانی ارزان در ایران که به آن «گردشگری سلامت » یا « توریسم درمانی» گفته می شود ، گویای این حقیقت است که خدمات و تعرفه های پزشکی در ایران ارزانتر از کشورهای همسایه است. دقت کنید که وضعیت خدمات پزشکی با کشورهای همسایه مقایسه شده است و نه با کشورهای صنعتی. یادآور می شوم اکنون سطح و کیفیت خدمات پزشکی در ایران در حدی است که هموطنان از امریکا و کانادا به علت ارزان بودن آن روانه ایران می شوند.
هیچ گروهی در جامعه نمی پرسد خدمات پزشکی چگونه تعرفه گذاری می شود؟ آیا ارزان بودن این خدمات در ایران توفیق دولت هاست ، یا خود باعث ایجاد فساد در بخش درمان شده است؟  این ارزانی تعرفه مصوب از کجا منشاء می گیرد و باعث چه زیانهایی می گردد؟  جامعه پزشکی عموما با تعرفه های غیر واقعی کنار آمده اند، چیزی که در بسیاری از مراکز پر هزینه مانند مراکز تشخیصی و آزمایشگاهی می تواند باعث ورشکستگی آنها گردد.
البته معدودی از پزشکان گاهی بدلیل غیرواقعی بودن تعرفه ها ، بعنوان تنها راه حل، مبلغی را فراتر از تعرفه مصوب از بیمار دریافت می کنند ، کاری که لطمات جبران ناپذیری به شان و احترام پزشکان شریف و زحمت کش در جامعه وارد می آورد و به هیچ وجه راه حل درستی نمی باشد. قطعا راه حل صحیح افزایش نرخ تعرفه قانونی و ایجاد یک سیستم بیمه قدرتمند و خدمتگزار است.
متاسفانه علی رغم اینکه اکثریت پزشکان همان تعرفه غیرواقعی را رعایت می کنند، اقدام این گروه اندک از پزشکان آنچنان انعکاس وسیعی می یابد که زحمات و مظلومیت آن خیل اکثریت پزشکان در سایه قرار می گیرد.
متاسفانه برای مردم شرح داده نمی شود که به همان علتی که مسئولیت پزشکان به علت سر و کار داشتن آنها با عنصر خطیری به نام «جان آدمیزاد » سنگین است و انتظارات از آنها نیز به همان اندازه سنگین است، فشار روحی و جسمی و خصوصا خانوادگی  نیز روی این «انسان » یعنی پزشک ، سنگین و توانفرساست.
بگذارید کمی شما را با مشکلات پزشک شدن و پزشک بودن آشنا کنم تا یک طرفه به نزد قاضی نرویم.
 
پزشک نیز یک انسان است ، ممکن است در طول دوره طبابت دچار خطاهایی غیرقابل اجتناب ( نه از روی بی توجهی و بی مسئولیتی که اصلا از آن دفاع نمی شود ) گردد و محکوم به پرداخت دیه شود. توجه کنید وضعیت این شغل  تا چه حد می تواند خطرناک باشد. در حقیقت پزشکان بدلیل سر و کار داشتن با سلامتی و جان انسانهای دیگر، روی لبه تیغ حرکت می کنند. همه اینها غیر از برخورد همه روزه با خیل انسانهای دردمند و همراهان نگران و بعضا عصبانی آنهاست که پزشک باید با همه آنها با صبر و دلسوزی برخورد داشته و در نهایت دقت به سخنان آنها گوش داده و بیمار را حتی اگر ناراحت و گریان است و دست و پا میزند یا اگر خونین است، اگر استفراغ می کند ، اگر زخمهایی بد بو دارد یا اگر بیماری خطرناک و مسری دارد ، معاینه کند و در همین دقایق به کتابخانه عظیم ذهنش مراجعه کند و با توجه به تجربیات و دانش خود برای بیمار تشخیص های درست مطرح کند ، آزمایشات صحیح و مربوط  درخواست کند و در صورت دادن تشخیص قطعی،  درمان بیمار را شروع کند . همچنین همین انسان باید دائما دانش خود را به روز کند و از قافله پرسرعت دانش پزشکی چه در حیطه انواع درمانهای جدید و چه در زمینه علوم پایه عقب نیفتد. قاعدتا باید ساعتی از روز با فراغ بال به مطالعه بپردازد.
 
— پزشک شدن ؛ آیا شما هم می خواهید؟
هر فرد قبل از آنکه « پزشک » شود باید بین هفت تا سیزده سال طبابت را در دانشگاه بیاموزد. کشیک دانشجویی او در محیط پر از استرس بیمارستان می گذرد شش سال ابتدایی بعنوان دانشجو هیچ درآمدی ندارد و در دوران کارورزی ( اینترنی ) نیز آنچه به او بعنوان کمک هزینه داده می شود اصلا در مقابل قیمت سرسام آور کتب پزشکی و هزینه تحصیل و زندگی بحساب نمی آید. هستند بسیاری از دانشجویان پزشکی که در حین گذراندن این دوره دچار افسردگی شدید می شوند و از ادامه تحصیل در این رشته بدلیل سنگینی آن و محیط کاری که سراسر درد و رنج انسانها و گاهی مرگ و فغان است ، آینده شغلی مبهم پزشکان عمومی و مدت طولانی تحصیل، انصراف می دهند . البته برای یک دانشجوی پزشکی، ساعات خوشی مانند لحظات پس از بهبود بیماران و اظهار رضایت همراهان بیمار و لذت آموختن علم و اخلاق از استادان فرهیخته کشورمان نیز وجود دارد، ولی تلخی مرگ یک انسان خصوصا "یک کودک" آنچنان گزنده است که روح یک دانشجوی جوان پزشکی را فرسوده می کند. 
پس از آن در صورت پایان دوره عمومی، پزشک جوان باید دوباره برای گذراندن خدمت اجباری (طرح نیروی انسانی ) خانواده خود را ترک و به مناطق محروم و نیازمند سفر کند و دو سال را بدور از خانواده بعنوان پزشک مراکز بهداشتی و درمانی اغلب در روستاها و بخش ها زندگی کند. جدا از رنج دوری از خانواده و افسردگی ناشی از آن ، باید با حقوق کم ( که کمتر از پرستاران گرامی است) و بسیاری از هزینه های زندگی او را تامین نمی کند  سر کند. اگر ازدواج کرده باشد و صاحب فرزند و همسر باشد اوضاع به مراتب بدتر است چراکه باید همسر و فرزندش را به زندگی در یک منطقه محروم از لحاظ امکانات تحصیلی ، درمانی و تسهیلات زندگی راضی کند. تمام پزشکان عمومی برای آنکه حق شرکت در امتحان دوره تخصص را داشته باشند باید این دوره خدمت را بگذرانند و این خدمت اجباری است. مگر آنکه بخواهند عطای طبابت را به لقایش ببخشند .
با توجه به اینکه در سالهای گذشته به جایگاه بسیارمهم پزشک عمومی حاذق و توانمند در بدنه سیستم  بهداشتی و درمانی چه از لحاظ  آموزش پزشکان و چه از نظر اشتغال کم توجهی شده است و از سویی بدلیل فرهنگ سازی نادرست ، عموم مردم ترجیح می دهند حتی  برای یک بیماری ساده به پزشک متخصص مراجعه نمایند ؛ امنیت شغلی پزشکان عمومی بشدت به خطر افتاد و اکثرا نا امیدانه به فکر ادامه تحصیل و اخذ تخصص افتادند. اینچنین شد که خیل عظیم پزشکان عمومی که هر ساله به تعداد آنها افزوده می شد ، رهسپار شرکت در آزمون دستیاری ( تخصص) گردیدند. آزمونی که قبولی در آن به دلیل حجم عظیم منابع امتحانی و وقت محدود و رقابت سنگین بسیارمشکل است. بسیاری از این گروه از پزشکان مجبور می شوند یک سال و بعضی دو سال کار خود را به منظور مطالعه سنگین و توانفرسا ، بدون هیچ درآمدی تعطیل کنند. اگر این فرد همسر و فرزندی داشته باشد علاوه بر استرس امتحان باید استرس خرج و هزینه های زندگی آنها را نیز داشته باشد. برخی از آنها مجبورند همسر و فرزند خود را به خانه پدر و مادر خود یا همسرشان ببرند تا هزینه کرایه منزل را نپردازند.
پس از این دوره پر استرس در صورت قبولی در آزمون دستیاری ، چهار سال پر کار با حقوق ناچیز در انتظار وی است ( اکنون در تاریخ خرداد ٩٢ مبلغ حقوق ماهیانه پزشکان دستیار بین ۵۰۰ الی ۶۰۰ هزار تومان می باشد و رقمی زیر حقوق پرستاران عزیز است ) . پزشک دستیار حق فعالیت در هیچ مرکزی بجز بیمارستان آموزشی ندارد ، او باید بعنوان پزشک دستیار ضمن آموختن و مطالعه شبانه روزی و حضور مداوم در بخش تخصصی ، تمام مسئولیتهای بیمار را در آن بخش تخصصی بعهده بگیرد. در سال اول ، او باید حداقل پانزده کشیک در ماه و در سالهای بعد دوازده تا ده کشیک داشته باشد. هر کشیک از هشت صبح هر روز تا هشت صبح روز بعد یعنی یک شبانه روز ادامه دارد. البته پایان کشیک هنگام استراحت او نیست بلکه در روز بعد کشیک نیز باید تا ساعت یک بعد از ظهر مشغول کار و آموختن و رسیدگی به بیماران در بخش باشد. در اینجا تنها پزشکان می فهمند که روز بعد از کشیک یعنی چه؟! روز بعد از یک شبانه روز فعالیت در بیمارستان همراه با استرس و بی خوابی و مسئولیت سنگین. ولی پزشک باید همچنان هشیاری خود را در روز بعد از کشیک نیز حفظ کند ، هنوز هم باید پر حوصله باشد و درست عمل کند زیرا کار حساس او ، کار با جان انسانهای دردمند است ، مراجعه کننده او یک انسان دردمند و بیمار است و نمی تواند خستگی پزشک خود را بابت کشیک شب گذشته درک کند ، چراکه بیماری و ترس از محیط بیمارستان و سرانجام بیماریش، ذهن او را پریشان می کند. پس باز هم پزشک باید صبور باشد و صبور باشد…
پس از پایان چهار سال دوره دستیاری ، نوبت دوره خدمات طرح متخصصین فرا می رسد که به دوره "ضریب کا"  معروف است و بین  دو تا چهار سال و بعضی بیشتر طول می کشد. این دوره خدمت نیز اجباری است. در این دوره نیز پزشک باید دوباره در مناطق محروم و نیازمند در بیمارستانهای دولتی خدمت کند و چند سال را دور از خانواده بگذراند و یا اگر همسر و فرزندی دارد آنها را با خود به مناطق محروم ببرد و یا دوری آنها را تحمل کند.
حقوق پزشکان متخصص در دوره طرح بسته به نوع رشته ، سنوات خدمت و محل خدمت متغیر است. همچنین با توجه به خودگردانی بیمارستانها و تعیین میزان تعرفه خدمات کشیک ، آنکالی ، حق العمل  یا حق ویزیت بصورت هیات امنایی در دانشگاهها، ارقام متفاوتی در سراسر کشور حتی در یک رشته تخصصی واحد وجود دارد. کل این رقم اکنون چیزی بین یک میلیون و چهار صد هزار تومان در پزشکان غیر جراح تا ده الی پانزده میلیون تومان در رده جراحان ( با احتساب حق محرومیت از مطب ) است.
پزشک متخصص در این زمان حداقل ٣۴ سال سن دارد؛ با احتساب حداقل دو سال خدمت دوره عمومی ، حداقل یک سال  آمادگی برای امتحان دستیاری سپس چهارسال ( برخی رشته ها پنج الی شش سال ) دوره دستیاری تخصص و در نهایت دو تا چهار سال خدمت دولتی ، متخصصین مجموعا ١۶ سال را طی می کنند تا به این نقطه برسند.  این در شرایطی است که شانس با وی همراهی کرده باشد و در طی این سالهای پر فراز و فرود بیمار نشده باشد یا مشکل خانوادگی او را درگیر نکرده باشد.
از خواننده عزیز می خواهم هر گاه از پزشکی ناراحت و عصبانی شدند در درجه اول خود را حقیقتاً بجای او بگذارند. به این بیاندیشند که وی نیز انسان است و مانند هر انسان دیگری ممکن است اشتباه کند ممکن است افسرده شده باشد، خسته باشد ، مشکل خانوادگی داشته باشد ، حتی ممکن است بیمار باشد … بله البته پزشک هم بیمار می شود و دارای کالبدی است که گاهی با او همراهی نمی کند …
 
— مقایسه پرستاران با استاندارد جهانی آنها صحیح است یا با پزشکان؟
مشاهده می شود در رسانه های کشورمان هر از گاهی مطلبی در مورد مشکلات پرستاران ( که قابل انکار نیست) اما با تیتری ستیزه جویانه و متاسفانه بر علیه پزشکان منتشر می شود! مطالبی که بجای توجه به ریشه مشکلات پرستاران که مشکل نظام سلامت نیز هست، با تقلیل تاسف بار موضوع به شکل چشمداشت پرستاران به درآمد پزشکان، آنرا به یک مطلب غیر حرفه ای و مغرضانه تنزل می دهند که در شان پرستاران کشورمان نمی باشد. البته در این بین، برخی نیز با سکوت معنی داری از انحراف اذهان عمومی بسمت « میزان درآمد پزشکان» و از این قیاس نادرست استقبال می نمایند و شاید ایجاد دعوای رسانه ای بین پزشکان و پرستاران که نتیجه آن صدمه به بخش سلامت و درمان کشور و از بین رفتن امید و اعتماد بین این دو گروه مهم درمانی کشور است را برای گم شدن سر نخ اصلی مسئله یعنی کمبود بودجه سالیانه بخش سلامت و همچنین ناکارامدی بیمه ها  ، غنیمت می شمارند.
این  امر باعث از بین رفتن اعتماد و امید بین این دو گروه پزشک و پرستار و بدگمانی پزشکان نسبت به همکاران خود و جامعه می شود. در حالیکه ایندو گروه باید در امر مهمی مانند سلامت و درمان با یکدیگر همکاری نزدیک داشته باشند ، رواج نگاه کینه جویانه نسبت به پزشکان در میان پرستاران و جامعه و نتیجتاً بروز نگاه بدبینانه در پزشکان نسبت به پرستاران و سایرین عواقب خوشی نداشته و ایجاد شکاف بین این دو باعث عمیق تر شدن شکاف در پیکره سلامت می شود.
چرا اصولا پرستاران گرامی بجای مقایسه وضعیت خود با پرستاران هم رده در سایر کشورها، دائم خود را با پزشکان مقایسه کنند ؟ این مطلب به هیچ عنوان فروکاستن جایگاه مهم آنها نیست بلکه گویای این مطلب است که این مقایسه اصولا مقایسه درستی نیست.
گرچه مسئولیت پزشکان به دلیل سطوح اقدامات مداخله ای و تشخیصی و مرتبه علمی  چند برابر سنگین تر است، هیچ کدام از دو گروه پزشکان و یا پرستاران در صورتی که وظایف خود را بدرستی انجام دهند از نظر اهمیت کار از دیگری برتر نیستند. همچنین هیچ فرد منصفی با ترمیم حقوق پرستاران عزیز مخالف نیست . مشکل پایین بودن حقوق پرستاران، ( که البته از بسیاری از مشاغل دیگر مانند معلمین و فرهنگیان گرانقدر بالاتر است) باید بدرستی و بدون ایجاد حواشی غیر ضرور حل گردد. آیا مقایسه حقوق و مزایای پرستاران با معلمین صحیح است ؟ بسیاری از پزشکان متخصص هم اکنون در طی دوره خدمت در بیمارستانهای دولتی، به نسبت مسئولیت و سطح خدمات خود ، حقوق کمی دریافت می کنند ولی هرگز از آن حاشیه نمی سازند و حقوق خود را با مشاغل پردرآمد جامعه مقایسه نمی کنند. ما امیدواریم بزودی روزی برسد که تمام صنوف محترم و مشاغل دارای سطح درآمد رضایت بخش باشند ولی حتی اگر حقوق مکفی به همه تعلق بگیرد باز هم مقایسه مشاغل از نظر میزان حقوق ایجاد نارضایتی خواهد کرد و لذا شرایط متفاوت مشاغل ایجاب می کند که هر رده شغلی را با استانداردهای خودش مقایسه نمود.
در بخش قبلی شرح دادم که سالیان طولانی پر مشقتی لازم است که یک جوان ١٨ ساله طی کند تا بتواند در سن ٣۴ سالگی بعنوان پزشک متخصص، بطور مستقل وارد کار حرفه ای خود شود.
خوب است که حالا که صحبت از مقایسه شد به دوره طی شده توسط پرستاران اشاره کنم تا معلوم شود که اصلا این مقایسه پزشک و پرستار، مقایسه صحیحی نیست.
پرستاران عزیز پس از کنکور و ورود به رشته پرستاری چهار سال دوره کارشناسی و دو سال دوره ارشد پرستاری را که مجموعا شش سال است بعنوان تحصیلات دانشگاهی می گذرانند. دوره خدمت ( طرح نیروی انسانی ) پرستاران کلا دو سال است . البته خدمت دو ساله پرستاران باید قبل از دوره کارشناسی ارشد انجام شود . این زمان در صورتی که یک پرستار به مدرک کارشناسی ارشد دست یابد ، مجموعا  هشت سال است. یعنی یک جوان ١٨پس از هشت سال تحصیل و کار در رشته پرستاری در سن ٢۶ سالگی می تواند کار حرفه ای خود را با مدرک ارشد شروع کند.
حجم کتب دانشگاهی  و سطح مطالب علمی و سطح مسئولیت حرفه ای در این دو گروه اصلا قابل قیاس نیست.  تفاوت در حجم کتابهایی که یک پزشک در مقایسه با پرستار در طول دوران تحصیلش باید مطالعه کند و تعداد سالهایی که پزشک ( بین هفت تا سیزده سال تحصیل پزشکی) در بیمارستانهای آموزشی و کشیکهای بیمارستانی طی می کند و سطح مهارتهایی که باید بیاموزد  مقایسه بین پزشک و پرستار را به یک مقایسه ناصحیح و غیرعلمی تبدیل می کند.
چاره مشکلات موجود در حقوق و مزایای پرستاران ، سطح بندی خدمات و تعرفه گذاری برای خدمات پرستاری است که با توجه به مشکلات بودجه ای نظام سلامت و سطح درآمد عمومی و عدم حمایت بیمه ها و مشکلاتی که در هدف گذاری و برنامه ریزی برای آن وجود دارد به تاخیر انداخته می شود. اما من متعجبم با وجود آنکه پرستاران از علت مشکلات خود آگاهند ، چرا هر از گاهی پزشکانی که در حوزه تصمیم گیری نیستند و گناهی در بروز این مشکلات ندارند را سیبل انتقادات غیرمنصفانه خود می کنند؟!
بنظر می رسد علت این انتقادات ، نیشتر زدن به پزشکانی است که در راس تصمیم گیری های نظام سلامت قرار دارند. در این صورت این روش، غیر حرفه ای بوده و نتیجه ای برای پرستاران عزیز بجز ایجاد بدبینی نسبت به خواسته های بحق آنها ندارد. اتهام زدن به اکثریت و بخش وسیعی از پزشکان زحمت کش که خود بعلت غیر واقعی بودن تعرفه ها دچار مشکلات بی شماری هستند غیر منصفانه بوده و شان پرستاران را پایین می آورد. گناه پزشکان چیست که سطح خدماتشان بالاتر است؟ گناه پزشکان چیست که دارای دانش وسیعتر و مهارتهای بالاتری هستند ؟ اصولا نباید خدمات پرستاری را با خدمات پزشکی ( هر دو با ارزش ) مقایسه کرد چون مقایسه صحیحی نیست و در آخر کار نیز باعث کدورت خاطر پرستاران می شود.
البته مانند هر صنف دیگری در میان پزشکان و پرستاران نیز تعداد اندکی افراد غیرمسئول  وجود دارد ولی تعداد آنها کم است. گرچه  لازم است یک بررسی آماری-علمی استاندارد ،غیر مغرضانه و بی طرفانه در مورد میزان مسئولیت پذیری و عملکرد صحیح  پزشکان و پرستاران با در نظر گرفتن شرایط بومی کشور و حجم بیماران و حجم و نوع خدمات آنها  توسط مراکز دانشگاهی انجام شود. همچنین لازم است مانند کشورهای توسعه یافته ، علاوه بر نمره آزمون کنکور پزشکی ، دانشجویان پس از پایان دوره علوم پایه از نظر سلامت روانی بررسی شوند، میزان انطباق روانی آنها با رشته پزشکی و طبابت ارزیابی شود و افرادی که متناسب با طبابت نیستند به طور جدی به رشته دیگری هدایت شوند. همین برنامه باید در رشته پرستاری نیز اجرا گردد تا افرادی با مشخصات روانی متناسب با رشته پرستاری، وارد این حیطه گردند.
اکنون مشکلاتی ( البته قابل حل )  در بخش پرستاری کشور و مسئله امنیت شغلی آنها وجود دارد که ذهن پرستاران را دائم درگیر می نماید .  به گفته رئیس انجمن پرستاران سالیانه هفت هزار فارغ التحصیل پرستاری به جمعیت پرستاران کشور افزوده می‌شود و حدود ۴۰ هزار نفر فارغ‌التحصیل پرستاری بیکار به معنای عدم ثبت استخدام رسمی، در کشور وجود دارد. پرستاران در بیمارستان جایی که شما خواننده عزیز از آن متنفرید و تحمل محیط آن هر چند کوتاه برایتان سخت است کار ( که البته زندگی ) می کنند. پرستاران نیز مجبورند مانند پزشکان با تحمل سختی های کار در بیمارستان صبوری کنند ولی تنها کار نیست که جان آنها را فرسوده می کند، بلکه درآمد نامتناسب با ساعات کار در بیمارستان و آینده شغلی مبهم برای بسیاری از آنها ( خصوصا پرستاران جوان ) نگرانی دائمی آنها شده است. بسیاری از نیروهای جوان پرستار به دوران طرح دو ساله بعنوان غنیمت می نگرند ولی سایه بیکاری پس از این دوره روان آنها را می آزارد. این در حالیست که در بسیاری از بیمارستانها نسبت تعداد بیمار به پرستار هنوز استاندارد نمی باشد و نیاز به استخدام نیروهای جوان و با انگیزه وجود دارد.
متاسفانه سرانه بخش سلامت در کشورمان پایین است و از سوی دیگر به دلیل ارزان و غیر واقعی بودن تعرفه خدمات ( شامل خدمات تشخیصی ، خدمات پزشکی و درمانی ، پیرانپزشکی و نبود تعرفه خدمات پرستاری) با توجه به سطح درآمد پایین عمومی و عدم ترمیم این فضای خالی توسط بیمه ها،  مراکز درمانی نمی توانند درآمدزایی کنند و بیمارستانها ماهیتی مصرف کننده پیدا کرده اند و به علت خودگردانی و عدم تناسب درآمد و هزینه ها نیازمند صرفه جویی و عدم استخدام نیرو هستند که فشار را بر دوش نیروهای موجود اعم از پزشک و پرستار افزون می سازد.
بنابراین لازم است مسئولان حیطه سیاست گذاری نظام سلامت، مشکل تعرفه های غیر واقعی را با ایجاد یک نظام بیمه گر ثروتمند ، قوی و پاسخگو حل کنند. افزایش درآمد بیمارستانها در کنار افزایش بودجه بخش سلامت و استخدام نیروهای جوان پزشک و پرستار می تواند نگرانیهای زیادی را که اکنون در این حوزه وجود دارد رفع نماید.
همچنین در پایان لازم میدانم تا از رسانه های کشور تقاضا نمایم،  قبل از نشر هر مطلبی خصوصا مطالبی که دو گروه همکار را در مقابل یکدیگر قرار می دهد و باعث بدبینی و نا امیدی در آنها و باقی جامعه می شود نهایت دقت و مسئولیت شناسی را داشته باشند. امیدوارم تا با کوشش مسئولان حوزه بهداشت و درمان و تمام کارکنان آن و همیاری مردم شاهد روزهای بهتری باشیم.



۴ دیدگاه »

  1. مجید شهریور ۱, ۱۳۹۳ at ۱۳:۳۰ - پاسخ

    از اینکه همه دیدگاهها را نشان می دهید معلومه که خیلی بیقصد وغرض هستید!

  2. سعیده مرداد ۸, ۱۳۹۴ at ۱۳:۴۳ - پاسخ

    عالی بود دکتر به خدا یک ساله بغص دارم از کوته فکری وبی انصافی این مردم

  3. سعیده مرداد ۸, ۱۳۹۴ at ۱۳:۴۸ - پاسخ

    عای بود

  4. سعیده مرداد ۸, ۱۳۹۴ at ۱۳:۴۹ - پاسخ

    عالی بود

فرستادن دیدگاه »


--!>