0
روان و رفتار در اعتیاد (ملاحظات اخلاقی در تحقیقات علوم اعصاب مرتبط با اعتیاد و روش های درمان)

روان و رفتار در اعتیاد (ملاحظات اخلاقی در تحقیقات علوم اعصاب مرتبط با اعتیاد و روش های درمان)

اعتیاد یک بیماری است که در آن بیمار رفتاری که عوارض بدی دارد را متداوما تکرار می‌کند. این بیماری با ایجاد اختلال در کنترل بر سیستم رفتار-پاداش، باعث تکرار آن رفتار می‌گردد. بیماری اعتیاد مدارهای عصبی مربوط به نظام پاداش، انگیزش، و حافظه را در مغز دچار اختلال کرده، و اختلال در این سیستم‌ها در مغز باعث بروز عوارض بیولوژیکی، فیزیولوژیکی، اجتماعی و روحی می‌گردد.

بررسی اعتیاد به عنوان عارضه‌ای روانی، اجتماعی و اقتصادی از دیدگاه علوم پزشکی، روان‌شناسی و جامعه‌شناسی و همین‌طور از دیدگاه‌های فلسفه، قانون، اخلاق و مذهب صورت می‌گیرد. در کتاب پیش رو علل روانی و اجتماعی این بیماری مورد بررسی قرار می گیرد.

جهت ورود به صفحه دانلود این کتاب اینجا کلیک کنید.

چه عواملی باعث ایجاد جذابیت بین زن و مرد می شود؟

چه عواملی باعث ایجاد جذابیت بین زن و مرد می شود؟

ایجاد جذابیت بین زن و مرد به عوامل بسیاری بستگی دارد. در اینجا ۵ عاملی مهمی که باعث به وجود آمدن جذابین بین زن و مرد می شود را از لحاظ روانشناسی بررسی کرده ایم.
 
چه عواملی باعث ایجاد جذابیت بین زن و مرد می شود؟
جذابیت زن و مرد نسبت به یکدیگر به دلیل وجود ژن CHM است.
مطالعه‌های اخیر لکوس و دکونیگ سوئیسی نشان داده ما از نظر ژنتیکی قادر به تشخیص بو هستیم. وقتی فردی به شما می‌گوید بوی خوبی می‌دهید در واقع بدنش در حال تجزیه و تحلیل ژن‌های CHM شماست. این گروه از ژن‌ها، مسوول تدارک سیستم ایمنی هم هستند و وقتی قرار است عضوی اهدا شود، پزشکان توجه می‌کنند که ژن‌های ‍CHM گیرنده و دهنده یکی باشد تا عضو پیوندی پس‌زده نشود. معمولا اعضای یک خانواده ژن‌های CHM مشابهی دارند اما در خارج از خانواده موارد مشابه به سختی پیدا می‌شود. نکته بسیار جالب اینکه افرادی که ژن‌های CHM آنها کاملا متضاد است جذب هم می‌شوند. برای اثبات این قضیه لکوس و دکونیگ تی‌شرت‌های چند مرد را به چند زن دادند تا بو کنند و لباسی را که به نظرشان بوی جذاب‌تری دارد انتخاب کنند. نتایج بررسی‌ها نشان داد زنان لباس‌هایی را انتخاب می‌کنند که متعلق به مردانی است که ژن CHM آنها هیچ شباهتی به ژن‌های CHM آنها ندارد.
 
تناسب باعث ایجاد جذابیت بین زن و مرد می شود
مرد و زن حین انتخاب همدیگر به تناسب‌های بدنی یکدیگر توجه می‌کنند. اکثر ما انسان‌ها تناسب بدنی کاملی نداریم. یک نفر چشمان درشتی دارد، دیگری انگشتان بلند و دیگری پاهای کشیده اما این عدم تناسب گاهی به چشم جنس مخالف زیبا به نظر می‌رسد. رندی تورنهیل، روان‌پزشک آمریکایی به این نتیجه رسیده که زنان هر چند به مردان غیر متناسب علاقه داشته باشند به ویژه در دوره تخمک‌گذاری مردانی را جذاب می‌دانند که بدنی کاملا متناسب دارند. دلیل آن هم تمایلی ناخودآگاه به داشتن فرزندانی متناسب است. مردان نیز زنانی که اندامی متناسب دارند و اندازه دور کمر آنها کمتر از دور باسن شان است را جذاب‌تر و بارورتر می‌دانند.
 
هورمون‌ها باعث ایجاد جذابین بین زن و مرد می شود
تستوسترون هورمونی مردانه است که باعث به‌ وجود آمدن خوی خشن مردهاست. بر اساس تحقیقات هر چه میزان این هورمون بالاتر می‌رود میزان خوشبختی در میان زوجین کاهش می‌یابد.  آمار نشان می‌دهد میزان خیانت، خشونت‌های خانگی و طلاق در میان زوجینی که هورمون تستوسترون در جنس مرد بالاتر است، بیشتر دیده می‌شود. به همین دلیل زنان ناخودآگاه بیشتر به مردانی جذب می‌شوند که صورتی نسبتا زنانه دارند.
 
شباهت باعث جذابین بین زن و مرد می شود
شباهت، دلیل دیگر جذب شدن برخی زوجین به هم است. بیشتر مردان به سمت زنانی جذب می‌شوند که نشان یا ردپایی از مادرشان داشته باشند. مدل مو، رنگ چشم، نوع حرف‌زدن، شکلی از رفتار… هر چیزی که در ذهن یک مرد تداعی‌گر مادرش باشد، ممکن است باعث جذب او به یک زن شود.

 

مهربانی
جذاب بودن، تنها به دلیل داشتن یک ویژگی فیزیکی نیست. خلاق بودن، مهربان و باهوش‌ بودن از جمله ویژگی‌هایی است که باعث جذب افراد به هم می‌شود. دیوید باس، روان‌شناس آمریکایی ۱۰ سال پیش تحقیقی انجام داد و در آن از ۱۰ هزار زن و مرد با ۳۷ فرهنگ مختلف درخواست کرد معیارهای انتخاب همسر خود را بیان کنند.  تمامی این افراد در صدر فهرست خود مهربانی و بعد از آن ذکاوت را قرار داده بودند. به نظر می‌رسد برای بزرگ کردن فرزندان و زندگی کردن در این دنیای ستمکار، زیبایی روح مهم‌تر از زیبایی جسم است.
منبع: salamat.ir
مجردی و علت های روان شناختی مجرد ماندن پسران و دختران

مجردی و علت های روان شناختی مجرد ماندن پسران و دختران

علت های روان شناختی مجرد ماندن
پول یکی از عناصر مهم برای ازدواج است. زمینه های اجتماعی و فرهنگی هم همین طور، اما آیا فراهم بودن هر کدام از این عو البته که خیر، چرا که ازدواج یک رویداد چند عاملی است. تجرد هم که روی دیگر همین سکه است همین طور.امل و یا صرفا هر دوی آن ها تعیین کننده قطعی اقدام یک شخص به ازدواج خواهند بود؟

به عنوان مصداق این مطلب می توانیم به جوانانی اشاره کنیم که نه مشکل اقتصادی دارند و نه معضل فرهنگی- اجتماعی خاصی اما هم چنان بر مجرد ماندن اصرار دارند. از این شواهد نتیجه می گیریم که باید عوامل دیگری هم در این مسئله دخیل باشند. این عوامل کدام اند و به عنوان یک فرد، چه قدر می توانیم در رفع آن ها موثر باشیم؟ روان شناسی پاسخ های جالبی برای این سوالات دارد.
 

گفتیم که مجرد بودن نتیجه اجتماع چندین دلیل است، اما چند تا از این دلایل همان چیزهایی هستند که واقعا هستند؟! مثالی می زنم: «آقای دکتر حدود ۴۰ ساله ای مدت ها پیش از دوستانش خواسته بود که اگر گزینه مناسبی برای ازدواج سراغ دارند به او معرفی کنند. البته چون به لحاظ مشغله کاری وقتی برای جلسه معارفه نداشت سفارش داده بود که به عنوان قدم اول عکس ها و اطلاعات آن ها برایش ایمیل شود، بدون اینکه خودش عکسی در اختیار کسی بگذارد».
 
این آقای که هم چنان هم مجرد است مشکل اقتصادی ندارد، از لحظه رتبه بندی های اجتماعی هم که وضعش بد نیست، پس به قول خودش می ماند دو چیز: یکی کمبود وقتش و دومی خلقیات زنان امروزی؛ اما آیا این ها دلایل واقعی مجرد ماندن او هستند؟ به عبارت دیگر چه دلایل مهم تری ممکن است در پس ظاهر استدلال های او پنهان شده باشد؟ در ادامه به چند مورد از این دلایل می پردازیم:
 
۱- اجتناب از تکرار کودکی
رسم بر این ست که والدین تسهیل کننده ازدواج فرزندانشان باشند، اما گاهی ناخواسته به مانع آن تبدیل می شوند. ریشه این ماجرا به نوع رابطه ای که فرزند در زمان کودکی از آن ها شاهد بوده بر می گردد. به عبارت دیگر اگر آنچه که کودک از رابطه پدر و مادر می بیند، دوستی و تفاهم باشد یک تاثیر بر تمایل او به ازدواج می گذارد و اگر شاهد خصومت ورزی های آن ها باشد یک تاثیر دیگر.
مجردهایی که معتقدند «ازدواج مساوی با بدبختی است» و یا «نمی توانند از این دوران طلایی (مجردی) دل بکنند»، شاید با چنین تجربه هایی مواجه بوده اند.

 

۲- ترس از صمیمیت
ترس های ناخودآگاه هم ممکن است در دوران کودکی ایجاد شوند و هم در طی دوره های بعدی زندگی. برای مثال دختر خانم ۳۰ ساله ای که مدت ها پیش رابطه ای دو ساله و صمیمی را با پسری همسن خود تجربه کرده بود و از آن انتظار ازدواج داشت، توجه دروغ های طرف مقابل درباره وفاداری به خودش شده و به اصطلاح رابطه را کات کرده بود.
در طی چند سالی که از آن ماجرا می گذرد، او آن قدر خودش را غرق در کار کرده و آن چنان درآمد و اعتباری به هم زده است که به قول خودش «نیازی به آقا بالاسر ندارد». او اگرچه معتقد است آن قضیه برایش تمام شده اما در واقعیت چنین نیست، او دچار ترس از صمیمیت است، نداشتن حتی یک دوست صمیمی این ادعا را تایید می کند.

 

۳- کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس
کمبود عزت نفس، افکار و رفتار ما را تحت تاثیر قرار داده و به کاهش شانس ازدواج کمک زیادی می کند! چگونه؟ وقتی که عزت نفس کافی نداریم صدای منتقدی را در ذهن خود می شنویم که می گوید: «هیچ کس از من خوشش نخواهد آمد»، «من جذاب نیستم»، «کی می آید خواستگاری من؟»، «کی زن من می شود؟» و…

 

در این وضعیت رفتاری هم که از خود نشان می دهیم، شامل بستن راه های ارتباطی با افراد جدید، منفی بافی، تن دادن به رابطه با کسی که از استانداردهای مورد نیاز برای ازدواج فاصله دارد و… می شود.
به علاوه کاهش عزت نفس کاهش اعتماد به نفس را به همراه می آورد. در این شرایط نمی توانیم در روابط به خودمان اعتماد کنیم، بنابراین از عهده مدیریت درست آن ها بر نمی آییم و طوری رفتار می کنیم که دیگران آن را حمل بر بی اعتمادی ما نسبت به خودشان می کنند. در نتیجه آن ها هم کمتر به ما اعتماد می کنند و تمایلشان را به ارتباط بیشتر با ما از دست می دهند.

 

۴- خطاهای فکری
فکرهایی که شامل «همه یا هیچ» می شوند، به «حدس زدن افکار دیگران» می پردازند و «خیلی کلی یا خیلی جزئی به دیگران نگاه می کنند» از جمله خطاهای فکری هستند که احتمال مجرد ماندن را افزایش می دهند. برای مثال جملات قالبی معروفی مانند «همه زن ها عین هم اند»، «مردها به چیزی جز خودشان فکر نمی کنند» و «زن و شوهرهای امروزی فقط دو روز اول عاشق هم هستند» مصادیق گفتاری این قبیل اشتباهات فکری هستند.
 
۵- ترس از دست دادن منطقه امن
همه آدم ها برای خودشان منطقه امنی دارند چون همه به احساس کنترل بر زندگی نیاز دارند. وقتی در روابطمان تجربه تلخی پیدا می کنیم، مرزی روانی- عاطفی را برای این جنبه از روابطمان تعیین کرده و داخل آن بی اضطراب زندگی می کنیم. گاهی هم تحت عنوان عادت کردن به زندگی به یک رویه مشخص به این منطقه پناه می بریم. در این شرایط به سادگی راضی به از دست دادن امنیت ساختگی مان نمی شویم.
 
۶- معیارهای بلندپروازانه
دخترخانم ۳۱ ساله ای به شوخی گفت که «همسر مورد نظر او را باید برایش بسازند». از آنجا که در هر شوخی واقعیتی نهفته است، از همین جمله وسواس او قابل حدس است. جوانان زیادی هستند که مثل این خانم آن قدر در معیارگذاری ازدواج مته به خشخاش می گذارند که همسر مناسبشان در جهان «نیست» به نظر می رسد.
 
۷- انزوا
وقتی از دیگران کناره گیری می کنیم گزینه های کمتری از توفیق آشنایی با ما برخوردار خواهند شد!

چگونه این موانع را از میان برداریم؟
 
حالا که دلایل مجرد ماندن را گفتیم راه حل هایش را با هم مرور کنیم:
 
۱- حواسمان به خودمان باشد
بالا و پایین های زندگی زخم هایی را بر روان همه ما می اندازد. بعضی زخم ها مثل یک خراش می مانند و با گذر زمان خود به خود خوب می شوند اما بعضی آن قدر عمیق اند که ممکن است عفونی شوند. راه پیشگیری از این وضعیت توجه کردن آگاهانه به «خود» است. یعنی فکر کردن به اتفاقات گذشته و تاثیرات آن ها بر خود و نترسیدن از مواجه شدن با ترس ها و گره های روانی.
 
۲- صدای منتقد درونمان را به چالش بکشیم
این کار کمک می کند عزت نفس و اعتماد به نفسمان بهبود پیدا کنید. در نتیجه شبکه ارتباطاتمان هم گسترده تر می شود. البته اول باید ببینیم این صدا از کجا آمده است. خیلی وقت ها ریشه این صدا انتقادهای نا به جایی است که در کودکی از والدینمان شنیده ایم.
یادمان باشد که ما بزرگسالیم. درست است که تحت تاثیر کودکی هستیم اما امکاناتی داریم که می توانیم این تاثیرها را کم کنیم. امکاناتی مثل گفت و گو کردن با خود، بررسی صدای منتقد درون و فیدبک گرفتن از دوستان صمیمی در مورد جذابیت خود.
 
۳- فکرمان را به دام بیاندازیم
درباره خطاهای فکری مطالب زیادی نوشته شده است. سعی کنیم این خطاهای فکری را شناسایی کرده و آن ها را اصلاح کنیم. مثلا خطاهایی مثل همه و هیچ کردن را می توانیم با نسبی کردن اصلاح کنیم. جمله ای مثل «همه مردها مثل همند» می تواند به این جمله تبدیل شود: «ممکن است بعضی از مردها ویژگی منفی داشته باشند اما این به همه آن ها مربوط نیست».
 
۴- با گذاشتن یک نقطه به خط بعدی برویم
اگر رنجش مهمی را تجربه کرده ایم از آن فاجعه نسازیم، سرکوبش هم نکنیم. محکوم بودن به تحمل مادام العمر جراحت ها را نیز به فراموشی بسپاریم. به جای این کارها با توجه آگاهانه به آن از بار عاطفی اش کاسته و برای بهبودی اقدام کنیم.
 
۵- قانون شکنی کنیم
قانون گذاشتن و منطقه امن ایجاد کردن تا جایی خوب است که فرصت های جدید را از ما نگیرد که اگر این طور بشود، باید آن ها را زیر پا گذاشت. به جای محدود کردن باید ذهن را برای آشنایی های جدید گشوده تر کنیم و بدون بررسی کافی، درباره دیگران نظر ندهیم.
منبع: سپیده دانایی
آشنایی با راز و رمز خطوط کف دست

آشنایی با راز و رمز خطوط کف دست

آیا می دانستید از روی خط های کف دستتان می توانید پی به راز ور مز شخصیتی افراد ببرید و از اسراری مانند طول عمر، رفتار و روحیات آن ها خبردار شوید؟ پیشنهاد می کنیم به خطوط کناری کف دست آن ها نگاهی بیندازید و با این نکات آشنا شوید.
به خطوط افقی و منحنی روی مچ دستتان که کف دستتان را از مچ جدا می‌کند، خطوط دستبند می‌گویند. جالب این است که این خطوط معنای متعددی مرتبط با طول عمر، سلامتی، شهرت و رفاه افراد دارند.
بنابر علم متافیزیک، تعداد خطوط موجود روی مچ دست (خطوط دستبند) طول عمر زندگی افراد را نشان می‌دهند. هرچه تعداد این خطوط در دست شما بیشتر باشد، طول عمر شما نیز بیشتر خواهد بود.
اگر خط اول آن کاملا مشخص و قابل مشاهده باشد و شکستگی و بریدگی در آن وجود نداشته باشد، ۲۲ تا ۲۸ سال از زندگی را نشان می‌دهد. در حالی که دومین خط، ۴۶ تا ۵۶ سال از زندگی و به همین ترتیب خط چهارم ۸۴ سال از زندگی یا بیشتر از آن را نشان می‌دهد. پس هرچه این خطوط بیشتر باشد، طول عمر بیشتر است. تعداد افرادی که این خط چهارم را روی دستتشان داشته باشند، بسیار کم است. بیشتر افراد ۲ یا ۳ خط بر روی مچ دست خود دارند.
خط اول بسیار مهم است و بنابر علم متافیزیک، کسانی که خط اول روی مچ دستشان عمقی و پررنگ و به طور واضح مشخص است، از نظر سلامتی فردی سالم و از نظر فیزیکی فردی متناسب هستند. اگر این خط کمرنگ و بریده باشد و یا کاملا مشخص نباشد، این نشان می‌دهد که فرد از نظر سلامتی و فیزیکی در وضعیت ایده‌آل و مطلوب قرار ندارد و ممکن است مبتلا به مشکلات سلامتی باشد.
در زنان اگر خط اول روی مچ دست آن‌ها به صورت منحنی رو به بالا به سمت کف دست باشد و یا خطی شکسته یا منقطع باشد، این بدان معنی است که آن‌ها دچار مشکلات زنان زایمان یا مشکلاتی در باروری هستند. در مردان اگر خط اول چنین باشد، این نشان می‌دهد که آن‌ها ممکن است مبتلا به مشکلات پروستات، دستگاه ادراری یا تولیدمثل باشند.
خط دوم نشان‌دهنده آسایش، شادی و رضایت افراد است و اگر این خط کاملاً واضح، صاف و عمقی بدون شکاف یا چین باشد نشان‌دهنده شادی و رفاه است. خط سوم اسم و رسم و شهرت افراد و میزان قدرت نفوذ آن‌ها را نشان‌ می‌دهد. خط چهارم که موازی خط اول است، طول عمر بالا را نشان می‌دهد و تاکیدی بر خط سوم محسوب می‌شود.